خرید بک لینک

دلم برای ممد دل شیشه ای سوخته بود.چشمهایم پر شده بود و آه از ته دلی کشیده بودم. بیشتر که خوانده بودمش خودم را دیده بودم،زخم های ممد دل شیشه ای از قلبش به بیرون سر باز میکرد و پیراهنش پر از خون میشد.زخم های من هم به درون سر باز میکرد و دلم را پر از خون میکرد.او یک بار مرد و من انواع مردن ها را تجربه میکردم.او بین دیوار های شیشه ای و من بین دیوارهای آجری ،فرو می ریختیم... .

برچسب: ممد دل شیشه ای, نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 7:49

صفحه بندی